تبلیغات
وب لاو - مطالب ابر طنز
جاده عشق بی پایان
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﯾﻪ دوست دخدر ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ، 

ﮔﻔﺘﻢ خوووب ﻻﺑﺪ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ،

 ﺍﺯ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺵ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﯿﺰﺵ ﮐﺮﺩﻡ، 

ﺑﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﺤﻞ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﺩﺍﺩﻡ! 

ﺑﻌﻠﻪ ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ...!!!


نوشته شده توسط :alireza
هفدهم شهریور 93-09:17
نظرات() 

به 30 تا از کانتکت های موبایلم اس ام اس زدم

سلام

خوبی؟

من گوشیمو عوض کردم شمارت پاک شده میشه یه میس بندازی سیو کنم شمارتو ..!!

تا الان 27 میس کال دارم !!!

ببینید با چه شتر مرغ هایی من دوستم ...




نوشته شده توسط :alireza
بیست و هشتم خرداد 93-20:04
نظرات() 

الهی به گلهای دایی قسم

به انگشت شیث رضایی قسم

الهی به اخلاق منشوریان

به موی پریشان منصوریان

به اصرار بر کارتیمی قسم

به جادو به ساق کریمی قسم

به گلهای شانسی از راه دور

خصوصن همان ضربه ی خاکپور

به دشواری و سخت و صعبی قسم

به فیگو به کفشای کعبی قسم

به روز قیامت به شیپورو سور

به "چه میکنه"های فردوسی پور

به فلفل به تندی و تیزی قسم

تو رابه فرار عزیزی قسم

به سیمینی ساعد ساقیان

سر برج میلاد میثاقیان

به اسطوره ی سرفرازی قسم

به دروازه ی بی حجازی قسم

به مرحوم مغفور بی آشیان

به حرص و به لبخند کفاشیان

خودت روی پای مسی زوم کن

مسی رو دوساعت تو مصدوم کن..


نوشته شده توسط :alireza
بیست و هشتم خرداد 93-15:28
نظرات() 

مطالب طنز



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :alireza
چهارم آبان 92-20:09
نظرات() 



معنی انواع بوق در ایران:






برای خواندن به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :alireza
سی ام مهر 92-11:26
نظرات() 

دارم نهار درست میکنم…یه لحظه خم شدم موهام سوخت

به مامانم میگم اخ موهام سوخت…

میگه اره یه لحظه دیدم بو کله پاچه گوسفندمیاد…

یعنی غلام ادبیاتشم من:-|



نوشته شده توسط :alireza
نهم مهر 92-15:52
نظرات() 

معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم


شاگرد : الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت

معلم : الفبای انگلیسی رو بگو

شاگرد : ای – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد

معلم: الفبای یونانی؟

شاگرد : آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا 

معلم : نخواستم بابا یه شعر بگو

شاگرد : نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت



نوشته شده توسط :alireza
هشتم مهر 92-16:52
نظرات() 

کامپیوترو روشن میکنی صبر می کنی ویندوز بالا بیاد
یه قلوب از چاییتو میخوری
کلیک می کنی رو مای کامپیوتر
میری تو درایو
G... .
یه سیگار روشن می کنی .
میری تو مای پیکچر.
یه
پک سنگین.
دنبال یه فایل قدیمی می گردی.
یه پک سنگین دیگه.
پیداش می کنی ،
بازش می کنی.
یه پک دیگه.
عکسا رو نگاه می کنی
یه لبخند میزنی به خاطراتی که زنده شدن و دارن جلوت
راه میرن
میرسی به یه عکس . . .
این عکس یه اشکالی داره.
یه پکــ سنگین . .
نه دو تا پکــ سنگیـــن .
نمی خوای قبول
کنی
جای یکی تو زندگیت خالیه
" دقیقا همونی که توی عکس خودشو چسبونده بهت "
محو عکسی
کم کم داغی
سیگار دستتو میسوزونه
به خودت میای
سیگارو تو جاسیگاری خاموش می کنی
کامپوتر رو خاموش می کنی
خودتو پرت میکنی روی تخت
چشاتو می بندی و زیر لب میگی :
عجب تی شرتی بود حیف که گمش کردم


نوشته شده توسط :alireza
ششم مهر 92-11:37
نظرات() 

چند روز پیش سرکار که بودم وسط کار یه زنه زنگ زد با آقای محمدی کار داشت.

اقای محمدی همکار ماست گفتم باید زنگ بزنی موبایلش. گفت موبایلش خاموشه و شروع کرد به دری وری گفتن که من براش مامور میارم و فلان میکنمو منو سرکار گذاشتید و کلانتری نزدیکه و ادرسشو دارمو اینا....

با تعجب پرسیدم چیکاره ست این اقای محمدیه شما؟

گفت قرار بوده به من وام بده منو الاف کرده تو خیابون. نیومده سر قرار. یه ساعته.

اشتباه گرفته بود احمق باورم نمیکرد هرچی بهش میگفتم. میخواست از پشت تلفن منو خفه کنه:)

اخرش بهش گفتم برو هر غلطی که میخوای بکن و قطع کردم:))



نوشته شده توسط :alireza
پنجم مهر 92-16:56
نظرات() 




قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!

بعد از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون !



نوشته شده توسط :alireza
سوم مهر 92-14:18
نظرات() 


حسن 1 حسن 2 حسن 3


حسن دنده به دنده


حسن بشقاب پرنده


حسن خیلی قشنگه


حسن مثله پلنگه


حسن داره میخنده


خوش امد گویی یه بنده خداهایی به رئیس جمهور اینده




نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم شهریور 92-23:24
نظرات() 

طرف می ره خواستگاری واسه پسرش


پدر عروس میگه :


آقازاده دانشگام میرن؟


طرف می گه: مسافر گیرش بیاد چرا که نه!




نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم شهریور 92-23:23
نظرات() 

حیف نون می ره کربلا،


قبر مختار رو بغل می کنه میگه:


“دمت گرم! عجب فیلمى بازى کردى!



نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم شهریور 92-23:22
نظرات() 


مدل مانتو لنگ


خندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخنده

خندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخنده

خندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخنده



نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم شهریور 92-22:50
نظرات() 

بخشی از متن یه چت(طنز)


پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟

دختر: سلام. خواهش می کنم ؟ asl plz

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟

دختر: تهران/نازنین/۲۲

پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه

.دختر: مرسی!شما مجردین؟

پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟

دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟


بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم شهریور 92-22:28
نظرات() 







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2