تبلیغات
وب لاو - مطالب ابر جملات قصار و عارفانه متفرقه
جاده عشق بی پایان
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox





لکه های سفید عابرین پیاده

تکه های ترک خورده ی آسفالت

لبه های لب پریده جدول...

ول می شوم در چشمهای دستفروشی که

می پیچاندم توی بساط روسری اش

پاهایم میدوند میان ماشینها

عاشق صدای ترمزم وقتی

رد لاستیکی یا کسی

روی آسفالت می ماند

پل های عابرین پیاده

وسوسه ام می کنند پرنده شوم

اینجا هیچ فروشگاهی بال پرنده نمی فروشد

مثل موشهای کور

عینک دودی می زنم

از زیر گذرها عبور می کنم

خیالم

ولگرد پس کوچه های خاکی و تاریک است


نوشته شده توسط :alireza
بیست و سوم فروردین 93-09:47
دل نوشته() 





ظرف شیرینی

سبد میوه

اناری که غوطه می خورد در آب

تلاطم مادر

و نفس شب بو هایی که

عصیان خواب را در چشمانم کور می کند

نگاهم در سکه های هفت سین برق می زند

مانند هر سال اولین مهمان

با چشم های هیزش سر می رسد

و باز هم نگاهش جوانه می زند

در سینه های مادر

پدر

در قاب عکسش مثل اسکناس روی سبزه

شق و رق نشسته است

دلم مثل ماهی

خود را می کوبد به دیواره تنگ بلور

نرگس هم دست کمی ازمن ندارد

پایش در گل مانده

داخل گلدان سفالی اش....


نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم فروردین 93-15:09
دل نوشته() 





با این همه دلتنگی

دیگر خرداد هم

به پاییز مبتلا شده است ...


نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم فروردین 93-11:16
دل نوشته() 



لبخندی که در چهره ام  می بینی معنایش


این نیست که زندگی ام بی نقص است،

بلکه قدردان داشته هایم هستم

و از خدا بخاطر نعمتهایش

سپاسگذارم




نوشته شده توسط :nafas n
بیستم فروردین 93-12:22
دل نوشته() 



ﺑﻌﻀــــــﯽﻫـــــﺎ ﺣــــــﺮﻓﯽ ﻣﯽﺯﻧﻨـــــﺪ ...
ﻭ .. ﺩﻟــــﺖ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻜﻨﻨـــــﺪ ...
ﺑﻌـــــﺪ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔــــــــﯽ ﺭﻭﺑــــﺮﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻠـــــﺐِ ﺷﻜﺴﺘــــــﻪ ...
ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﻨـــــﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨــــــﺪ : ﻧﺎﺭﺍﺣــــــﺖ ﺷــــــﺪﯼ ؟؟؟
ﭼﻘـــــــﺪﺭ " ﺯﻭﺩ ﺭﻧﺠـــــﯽ " ﺗﻮ !... ﻣــــﻦ ﻛﻪ ﭼﯿــــــﺰﯼ ﻧﮕﻔﺘـــــــم..



نوشته شده توسط :nafas n
بیستم فروردین 93-12:13
دل نوشته() 

نیروی جاذبه




تاکنون هیچ کس جز من

پی به جذابیت بیش از حد تو نبرده ،

نیروی جاذبه ی چشمانت را

در قوانین نیوتن هم نمی توان یافت ...


نوشته شده توسط :alireza
بیستم فروردین 93-10:34
دل نوشته() 






....داشت بارون میبارید.... دستمو گرفت گفت: قطره های بارون رو جمع کن........

من بدون هیچ حرفی قطره های بارون رو جمع میکردم....

صدای بارون داشت گوشمو نوازش میداد که صدای شیرینش توجه منو به سمت اون جلب کرد....

گفت بسه .. بیا اینجا......

با سرعت رفتم کنارش...

سرشو گذاشت رو شونه هام گفت..

من به اندازه این قطره هایی که جمع کردی دوستت دارم....

با لبخند گونه هاشو بوسیدم.....

دستشو محکم تو دستم گرفتم...

گفتم :من تو رو به اندازه قطره هایی که نتونستم جمع کنم دوست دارم................................


نوشته شده توسط :nafas n
بیستم فروردین 93-00:06
دل نوشته() 

دست های عاشق

” مـــَـــردها ” در عین پیچــیدگی
در عـــاشقی روش ساده ای دارند !
” تــو را بخواهند برایت می جنگند ”
“تــو را نخواهند با تــو می جــنگند ”




نوشته شده توسط :nafas n
بیستم فروردین 93-00:04
دل نوشته() 

شناسنامه



تو می توانی

اعتبار شناسنامه ام شوی

من هم می توانم

امانت دار خوبی باشم ،

این افتخاریست که شامل هرکسی نمی شود ...


نوشته شده توسط :alireza
نوزدهم فروردین 93-19:41
comments() 

یک حبه قند



عصر امروز ،

بوفه ،

روبروی من ،

چای داغ ،

و آرزو کردم حبه قندی شوم

تا نابود شوم

تا شیرین شوی ..


نوشته شده توسط :alireza
نوزدهم فروردین 93-11:40
دل سوخنه() 

داوطلب



امروزها بین بغض و گریه

هیچ رابطه ای نیست ،

باور کن

من اولین نفری هستم که

برای شکست داوطلب شده ام ...


نوشته شده توسط :alireza
هجدهم فروردین 93-12:41
داوطلب() 

وقـتــے بـــغـــض בارے

 آرومــ ــــ نیـستـــے ؟!

בلـــت بـــر)ش تنـــگ شـــבه

حوصلـــﮧ ے هیچـــکســـو نـــב)رے؟

یـــاב لحظـــه اے بیـفـــت کـــﮧ اوסּ همـــﮧ ے بـــے قـــر)رے هـــاے تـــو رو בیـــב

امـــ ــ ـا چشمـــاشـــو بســـت و رفـــتـــ...





مــــی گــــویــنــد ســـاده ام!

مـی گــویـــنـــد تـــو مـــرا با یــک نـگــاه..

یــک لبـــخـنـــد..

بــه بــازی میـــگیـــری..!

مـــی گــوینــــد تـــرفنــدهـــایت،

شـــیطنـــت هـــایت..

و دروغ هایــت را نمــی فهمـــم..

مـــی گویند ســــاده ام!

اما مــــن فـــــقـــط دوســـتـــــت دارم..

همیــــن!

و آنــها ایــــن را نمـــــیفــــهمنــــد..!!




نوشته شده توسط :nafas n
هفدهم فروردین 93-22:00
دل نوشته() 

علاج




دکترم تشخیص داده

به بیماری عشق مبتلا شده ام

و در آخرین نسخه ام

تورا تجویز کرده است

هفته ای دو بار ... فقط چند دقیقه


نوشته شده توسط :alireza
هفدهم فروردین 93-17:39
دل نوشته() 

احتیاط






تمام رژیم های دیکتاتوری دنیا

در حال نابود شدن هستند ،

کمی مراقب خودت باش


نوشته شده توسط :alireza
شانزدهم فروردین 93-11:10
comments() 


هوشمند

میدانی از کجای زندگی بیشتر خسته ام ؟

آنجایی که وسط خنده هام بغض می کنم



نوشته شده توسط :nafas n
پانزدهم فروردین 93-20:28
دل نوشته() 







  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5