تبلیغات
وب لاو - مطالب ابر جملات عاشقانه
جاده عشق بی پایان
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

خیلی سخته که بغض داشته باشی،اما نخوای کسی بفهمه.

خیلی سخته که عزیزترین کست رو به اجبار مجبوری فراموش کنی...

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش بگیری...

خیلی سخته که روز تولدت،همه بهت تبریک بگن ،جز اونی که فکر میکنی به خاطرش زنده ای...

خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطره یه نفر از دست بدی،و اون حالا نباشه.....


نوشته شده توسط :alireza
چهاردهم شهریور 93-10:19
نظرات() 

چه کرده ای با من که این روزها تــــو رافقط به اندازه ی یک اشتباه می شناسم ؟!؟!؟

نوشته شده توسط :alireza
ششم شهریور 93-22:06
نظرات() 

...منو ببخش اگه پاکم......منم ببخش اگه دوس دارم ساده و بی شیله پیله باشم.....منو ببخش اگه تو اولین


 اخرین نفری واسه من......منو ببخش اگه نمیتونم مثه اکثر پسرا ننگ باشم....منو ببخش اگه نمیتونم بهت 

خیانت کنم....منو ببخش اگه نمیتونم بعضی احساساتتو از پشت گوشی براورده کنم......منو ببخش اگه دور 

زدن و مخ زدن تو مرامم نیس.....منو ببخش اگه بهت پیشنهاد بد نمیدم.....منو ببخش ببخش ببخش ببخش 

بخاطر کمبود هایی که دارم و دس خودم نبوده منو ببخش بخاطر کم لطفیام......منو ببخش اگه تورو 

میخوام تا پای مرگ....منو ببخش اگه همیشه واست وقت داشتم......منو ببخش اگه همیشه دلتنگتم.....منو 

ببخش اگه شبا با یادت اشک میریزم....منو ببخش اگه تحملم برات سخت شده.....منو ببخش اگه همیشه 

خوبم...منو ببخش اگه عاشقتم....منو ببخش اگه گاهی مجبور میشی بهم فک کنی......منو ببخش اگه یادم 

بغضو میاره تو گلوت....منو ببخش اگه تنهام گذاشتی و رفتی....منو ببخش اگه واست می میرم....منو ببخش اگه تنها کسم توییی...
...منو ببخش اگه بازم میخوام منتظرت بمونم....


نوشته شده توسط :alireza
پنجم شهریور 93-22:47
نظرات() 



نوشته شده توسط :alireza
دوازدهم تیر 93-11:19
نظرات() 

ﮔﻨﺎﻩ شکستن ﺭﻭﺯﻩ ﻫﺎی ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻫﻢ

ﭘﺎی ﺗﻮ … این ﺭﻣﻀﺎﻥ

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎید ، ﻏﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ”ﺑﺨﻮﺭﻡ


نوشته شده توسط :alireza
هشتم تیر 93-00:08
نظرات() 

نه آسمون به زمین اومده 
نه زمین به آسمون رفته
نه آب دریا خشک شده
نه اتفاقی افتاده
هیچی نشده
فقط دلم برایت تنگ شده …


نوشته شده توسط :alireza
هفتم تیر 93-23:28
نظرات() 



کبریت های سوخته هم

روزی درخت های شادابی بودند

مثل ما

که روزگاری میخندیدیم

قبل از اینکه عشق روشنمان کند





نوشته شده توسط :sama
بیست و هشتم خرداد 93-17:03
نظرات() 



جغرافیای واژگانِ من محدود است

مانند ذهن یخ بستۀ من مظنون است

با واژه عشق بازی می کنم و با ذهنم خیالبافی

مرا به جرم محدود کردنِ واژ ها محکوم کردند...

چه سود که بازی با کلمات کاره هر شبِ من است

مرا به جرم خیالبافی محکوم کنید نه محدودیتذهن و واژه !



نوشته شده توسط :alireza
سیزدهم اردیبهشت 93-10:46
دل نوشته() 




تنهایی هایم را قسمت نمی کنم !

نه با تو، نه با دیگری !

یک بار قسمت کردم

فقط یک بار...

چندین برابر شد...

دیگر تقسیمی در کار نیست

همه را جمع می کنم نه تفریق!


نوشته شده توسط :alireza
دوازدهم اردیبهشت 93-09:26
دل نوشته() 

تا صبح،

زیرِ این آسمان

قدم زدن دارد

تا صبح،

در این خیابان

چتر نمی خواهد

تا صبح،

کورسوی این شهر

مهتابی نمی خواهد

تا صبح،

این تنِ تب دارم

مرهمی نمی خواهد

من،

به این هوای دلتنگ

اعتیاد دارم...


نوشته شده توسط :alireza
یازدهم اردیبهشت 93-09:41
دل نوشته() 




 ﭘﺎﯾﯿﺰ، 

 ﭼﺎی داغ،  دﻟﯽ ﺑﻪ رﻧﮓ ﺧﻮن!

   دﺳﺘﺎﻧﯽ در ﺟﯿﺐ و ﻗﺪم زدن ﺳﺮ ﺑﻪ زﯾﺮ اﻧﺪاﺧﺘﻦ و ﻟﺐ دوزی

 ﺷﺎﯾﺪم ﮐﻤﯽ اﻏﺮاق در ﺧﯿﺎﻟﺒﺎﻓﯽ ﺳﯿﮕﺎری و اﺑﺮی از درد ﺟﺪاﯾﯽ

  ﭼﻪ ﮐﻢ ﻣﯽ   ﺷﻮد از ﭘﺎﯾﯿﺰ ؟! ﭘﺎدﺷﺎه ﻓﺼﻞ  ﻫﺎ !

   ﺑﮕﺬار ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﻤﯽ، ادای ﻋﺎﺷﻖ ﭘﯿﺸﻪ  ﻫﺎ را درآورم!


نوشته شده توسط :alireza
دهم اردیبهشت 93-19:46
دل نوشته() 



این هوا را دوست دارم

این هوا گرگ و میشِ من است

از روشنایی کامل بیزارم !

می دانی ؟!

آخر،

آخر،

من،

من...

به شبانه های تو خو گرفته ام

هوا که نورانی باشد، می ترسم

از همۀ موجودات دو پا می ترسم!

حتی از خودم در روشنایی می ترسم


نوشته شده توسط :alireza
سوم اردیبهشت 93-11:06
دل نوشته() 





الفبای خواهش را بلد نیسم

فقط التماس کردن را آموختم

نه امروز نه فردا

همیشه التماس می کنم

هر وقت که خواستی بروی

فقط همین یه کار را می کنم...



نوشته شده توسط :alireza
دوم اردیبهشت 93-11:05
دل نوشته() 

تنم را با پوشال مترسکها پر کردی

اکنون

با گیسهای بافته ام

زیباترین موجود موزه طبیعتم

زیباتر از درناها و طاووسها...


نوشته شده توسط :alireza
بیست و ششم فروردین 93-20:29
دل نوشته() 

وضوح



مثل باران و جدایی احتمالی نیستم

با حقیقت ها گره خوردم خیالی نیستم

ساده ای هستم که با اخم تو مشکل می شوم

پاسخی کاملتر از دردم ، سوالی نیستم !


نوشته شده توسط :alireza
بیست و نهم اسفند 92-08:22
comments() 







  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6