تبلیغات
وب لاو
جاده عشق بی پایان
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

برای حمایت از ما لطفا کد بنرما را در وبسایت یا وبلاگ خود قرار دهید

برای مشاهده کد بنر اینجا کلیک کنید


نوشته شده توسط :alireza
بیست و هشتم آذر 93-13:01
نظرات() 

دلت را هنـــگــامــی غم مـی گیــرد

که نــگــاهــت به دستـــانِ گـــره خورده ی

دو آدم،

خیـــره مـــی مـــاند!     

                                                                                                  
   
         به خـــــــدا

” دل ” آلزایمــــــــر نمی گیرد !

بفهمیــد آدمـ ها . . .          


نوشته شده توسط :alireza
بیست و هشتم آذر 93-13:33
نظرات() 

حرف های زیادی داری

سکوت علامت چیست

نمی دانم علامت رضایت است

یا همان جواب ابلهان خاموشی است

معنی جدیدی به سکوت داده ای

سکوتت را می فهمم

یعنی انتظار


نوشته شده توسط :alireza
بیست و دوم آذر 93-16:26
نظرات() 

این روزها تنم گرمی اغوشی رامیخواهد باطعم عشق نه هوس!

لبانم خیسی لبهایی رامیخواهد باطعم محبت نه شهوت!

گیسوانم نوازش دستی رامیخواهد باطعم نازنه نیاز!

تنی رامیخواهم که روحم را إرضا کند نه جسمم را....


نوشته شده توسط :alireza
هجدهم آذر 93-00:05
نظرات() 

بازگشته ام...

 

بازگشته ام

با کوله باری از شعر های ناگفته....

تنها اینجا

مکان امن عاشقانه های من است ....


نوشته شده توسط :alireza
شانزدهم آذر 93-23:24
نظرات() 

آهـــای غــریـبه…

 

آهـــای غــریـبه…؟
 
کنــارشـــ مــی نــشیـنی وبــا چـــند آیــهـــ قــرآنـــ محــرمــش مـی شــوی…



و مــن…!
 
 مــن ِ آشــنا بــا یـکـــ دنـــیا عشــق و حســرتـــ


بـــه "او"…

نــآ محرمـ✘ــَم…!!!!



نوشته شده توسط :alireza
شانزدهم آذر 93-19:38
نظرات() 

بیا و عاشقم باش،میشود؟

میشود دلیل خنده هایت باشم؟

میشود سراسیمه به سراغم بیایی بعد بگویی،ببخشید خانوم!میشود برایتان مرد؟

و من بگویم:ببخشید آقا نمیشود!

ناامیدی را در چشمانت ببینم،دستم را به پشتم قفل كنم،سرم را كج،نگاهت كنم،بگویم:آخر شما باید زندگی من باشید!

میشود شیطنت هایم را بفهمی؟میشود باشی و بیخیال نبودن ها باشم؟میشود نفسم باشید؟!


نوشته شده توسط :alireza
چهاردهم آذر 93-16:41
نظرات() 

گاهی دلم برای خودم میسوزد چون همه را به وقت تنهایی همراهی میکنم نوبت ب تنهایی خودم ک میرسد تنهایی مرا همراهی میکند...

نوشته شده توسط :alireza
دوم آذر 93-21:42
نظرات() 

دلم تنگ است...
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی ست
نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانیست ...



نوشته شده توسط :alireza
بیست و نهم آبان 93-18:19
نظرات() 

سردش بود…


دلم را برایش سوزاندم…!

گرمش که شد، با خاکسترش نوشت

خداحافظ





نوشته شده توسط :alireza
بیست و هشتم آبان 93-19:36
نظرات() 



سالی گذشت


ماه ها تمام شدند


هفته ها کوتاه بودند


روزهارا که دیگر نگو......


تو دراین سال و ماه و روزها نبودی



ولی بازهم نتوانستم



نتوانستم بیش از این سنگینی نبود تورا طاق بیاورم......


نوشته شده توسط :prince
بیست و هفتم آبان 93-14:36
نظرات() 




دلم از عشق سهم کمـــــــــــــــــــی داشت

برایم با تو بودن عالمــــــــــــــــــی داشت


نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم آبان 93-23:48
نظرات() 

فاصله دورت نمی کند ، 


در خوب ترین جای جهان جای داری !

جایی که دست هیچکس به تو نمی رسد ! دلم


نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم آبان 93-14:58
نظرات() 

هنوز اون روز فراموشم نمیشه

که با دست قشنگت روی شیشه

کشیدی عکس قلبی و نوشتی

واسه امروز و فردا و همیشه


نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم آبان 93-14:37
نظرات() 

یکبار عاشقت شدم 

اما صدبار باورت کردم ؛

 صدبار خواستم فراموشت کنم

 اما یکبار هم نتونستم !


نوشته شده توسط :alireza
بیست و یکم آبان 93-01:19
نظرات() 







  • تعداد صفحات :139
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...